حدیث معراج، حدیث بسیار ارزنده ای است که مرحوم علامه طباطبایی (رحمة الله) آن را با دو سند عالی نقل می کنند ودارای مضامین بلند وبشارت های بزرگی است.
تفاوت حدیث قدسی با آیات قرآن شریف، این است که در قرآن، لفظ ومعنا هردو از خداوند است، امّا در حدیث قدسی فقط معنا از خداوند است والفاظ از پیامبر(صلوات الله علیه وآله) یا امام (علیه السلام) است.
بر طبق این حدیث شریف در شب معراج، خداوند به پیامبر خود فرمود:
یاأَحمَد...فَمَنْ عَمِلَ بِرِضایَ أُلْزِمُهُ ثَلاثَ خِصال: أُعَرِّفُهُ شُكْراً لا یُخالِطُهُ الْجَهْلُ وَذِكْراً لا یُخالِطُهُ النِّسْیانُ وَمَحَبَّةً لا یُؤْثِرُ عَلى مَحَبَّتِی مَحَبَّةَ الَْمخْلُوقِینَ.
فَإذا أحَبَّنِی أحْبَبْتُهُ وَأفْتَحُ عَیْنَ قَلْبِهِ إلى جَلالِی...

 


ادامه مطلب


طبقه بندی: فضایل اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 تیر 1396 توسط masuod
قال الله تبارک وتعالی: و من یتوکل علی الله فهو حسبه(سوره طلاق آیه3)
خداوند متعال می فرمایند:وهرکس(درهرامری)به خداوند توکل کند خداوند اورا کفایت می کند.
از آثار ایمان به خداوند.توکل بر اوست ودر حقیقت می توان گفت:لازمه ایمان به خدا توکل بر اوست.زیرا اگر کسی از راه خودشناسی.خدارا بشناسد در حقیقت به ضعف وناتوانی خود پی برده زیرا اگر انسان با نظر واقع بینی به خود بنگرد سراسر وجودش خود را محتاج به خداوند می بیندبه این معنا که هیچ گونه استقلالی در خود نیافته بلکه در تمام شئون زندگی به ذات باری تعالی
نیازمند است.

خداوند در قرآن کریم می فرماید:یا ایها الناس انتم الفقراالی الله والله هو الغنی الحمید(سوره فرقان آیه58)
ای مردم شما(همگی)نیازمندان به خداوند هستید.تنها پروردگار متعال است که بی نیاز وشایسته هرگونه حمد وستایش است.

نه اینکه انسان فقط در رسیدن به ما یحتاج خود نیازمند به کمک خداوند است بلکه در اصل هستی ووجود احتیاج به افاضه الهی دارد.واگر این فیض الهی نبود در حقیقت هیچ گاه انسان از مرحله عدم قدم به عرصه وجود نمی گذاشت.
روزی هارون الرشیدبه بهلول گفت:می خواهی دستور دهم که برایت مستمری قرار داده شود؟بهلول گفت: نه هارون تعجب کرد وگفت چرا؟خیلی ها آرزویشان این است.درحالی که من به تو پیشنهاد می دهم تو رد می کنی.
بهلول گفت:به چهار دلیل پیشنهادت را قبول نمی کنم
1:تو وقت احتیاج مرا نمی دانی.
2:ازمقدار نیاز من اطلاع نداری چه بسا ممکن است بیش از احتیاج به من عطا کنی ومرا در زندگی مغرور گردانی ویا این که کمتر از میزان احتیاجم به من بدهی در این صورت مرا در فشار ومضیقه قرار می دهی.
3:اگر من مغضوب تو واقع شوم دستور قطع مستمری مرا صادر می کنی .
4:تو اگر نیاز مرا برطرف کنی منت خواهی گذاشت ولی خداوند بی منت خواسته ام را بر آورده می کند.
ولذا می خواهم کسی به من رزق وروزی دهد که هم زمان نیاز وهم مقدار احتیاج مرا بداند وزمانی که مورد غضبش واقع شوم مرا از رزق خود محروم نگرداند.1
بنابراین جز توکل به خداوند متعال بر هیچ کس  نمی توان اعتماد کرد زیرا غیر او همه روزی فانی می شوند
.
1:;کتاب پندها واندرزها




طبقه بندی: فضایل اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 تیر 1396 توسط masuod

در دین اسلام اهمیت زیادی به مساله رعایت ادب همراه با احترام با همه کس وهر گروهی سفارش زیادی شده است.به چند نمونه از فرمایش بزرگان دین در این مورد توجه فرمایید تا ضرورت بحث مشخص شود.

امیر مومنان علی علیه السلام  می فرمایند:((رعایت ادب همچون لباس فاخر وزینتی ونو است))1

درجای دیگری امیر مومنان علی علیه السلام می فرمایند:((ادب انسان را از افتخارات پدران ونیاکان بی نیاز می کند))2

امام صادق علیه السلام می فرمایند:(( پنج چیز است که در هر کس نباشد صفات وامتیازات قابل ملاحظه ای نخواهد داشت.عرض کردند:ای فرزند پیامبر خدا آنها چیستند؟

فرمودند:دین وعقل وحیا وحسن خلق وحسن ادب))3

درجای دیگری امام صادق علیه السلام می فرمایند:(( افراد متکبر هرگز نباید انتظار ذکر خیر از سوی مردم داشته باشند وهم چنین افراد نیرنگ باز نباید انتظار  دوستان زیاد داشته باشند وهمچنین افراد بی ادب نباید انتظار شرف وآبرو داشته باشند))4

روزی فردی نصرانی به امام باقر علیه السلام گفت:تو گاو هستی.حضرت در جواب فرمودند:من باقر هستم.گفت:تو پسر زن آشپز هستی.حضرت فرمودند:آشپزی شغل مادرم هست اوگفت: توپسر کنیز سیاه و زنگی و بد زبان هستی حضرت فرمودند:اگر این نسبت هایی که به مادرم دادی راست باشد خداوند اورا بیامرزد و اگر دروغ باشد خداوند تو را بیامرزد .نصرانی(( وقتی آن حضرت را در چنین جایگاه ارجمندی از ادب واخلاق دید ))تحت تاثیر قرار گرفت ومسلمان شد.5

 هنگامی که در زندگی پیشوایان  بزرگ اسلام دقت می کنیم می بینیم که دقیق ترین نکات مربوط به ادب را حتی با افراد غیر مسلمان رعایت می کردند واین مساله درخیلی جاها باعث اسلام آوردن آنها می شد.


1: الاداب حلل مجدده ((نهج البلاغه حکمت5))

2:الادب یغنی عن الحسب ((بحار جلد75 ص68))

3:خمس من لم تکن فیه لم یکن فیه کثیر مستمتع.قیل وما هن یابن رسول الله؟قال : الدین والعقل والحیا وحسن الخلق وحسن الادب.((همان))

4:لایطمعن ذوالکبر فی الثناء الحسن ولا الخب فی کثره ادیق ولاالسی الادب فی الشرف.((همان ))

5:((همان جلد46 ص289))





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 تیر 1396 توسط masuod

 

كسی كه «خط قرمز»‌های نگاه را نشناسد.

 

 به منطقه‌ی «ورود ممنوع» وارد می‌شود و گرفتار می‌گردد.

 

 

مگر به هر چه «دیدنی» است، باید نگریست؟

 

 

 

چشمی كه حریم زندگی شخصی دیگران را مراعات نكند و «هرزه‌بین» شود از قیمت می‌افتد.

 


نگاه، گاهی تیر مسموم شیطان است و میان نگاه و گناه، گاهی فاصله‌ی اندكی است.

 

كسی كه حریف چشم خود نیست و نگاهش را نمی‌تواند كنترل كند، چه ادعایی دارد؟!

 


برگرفته ازکتاب گل عفاف استاد جواد محدثی





طبقه بندی: حجاب، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 تیر 1396 توسط masuod
در احوالات آن مرد عظیم­الشّأن و الهی، آیت­الله حاج شیخ جعفر شوشتری آمده است که شبی بالای منبر فرمودند: مردم! امروز می­خواهم راجع به رفیقی که شب و روز، در خواب و بیداری، همیشه و هر لحظه با ماست سخن بگویم - ایشان برای این که مخاطب خود را متوجّه اصل بحث کند، معمولاً نکاتی را حکیمانه تبیین می­فرمودند - فرمودند: مردم! آن رفیق دائمی ما همسر یا فرزندمان نیست. آن رفیق دائمی ما همکار و هم­شغل و هم­درس ما نیست. آن رفیق ما نفس ما است که شب و روز، در خواب و بیداری با ماست. آن­قدر با او رفیق شده­ایم که یادمان رفته است که نباید با او رفاقت کنیم بلکه باید مسلّط به او شویم.
 
ایشان در جلسه دیگری فرمودند: مردم! امشب می­خواهم مطلبی را خلاف آنچه که دیگران بیان می­کنند، بگویم. همه به شما می­گویند: برای خدا شریک قائل نشوید، من آمده­ام امشب بگویم: برای خدا شریک قائل شوید!
 
همه متعجّب شدند که این شیخ عظیم­الشأن و مرد الهی می­خواهد چه بیان کند.
 
فرمودند: این قلب، خانه خداست «القلب حرم اللّه»، شما در این خانه خدا همه کس را راه داده­اید. ای بی­انصاف­ها! یک مقداری را هم به خود صاحب­خانه بدهید، حدّاقل خود صاحب­خانه را شریک در این خانه کنید، اغیار در این خانه و این قلب که حرم پروردگارعالم و حریم ذوالجلال والاکرام است، نفوذ پیدا کرده­اند...
 


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 تیر 1396 توسط masuod

تحولات روز افزونی که در زمینه پیشرفت علوم و فنون در قرن اخیر و ورود به هزاره سوم پدید آمده است باعث تفکرات فلسفی و سیاسی و اجتماعی در بین جوامع شده است باورهای دینی مردم را دچار شک و تردید نموده و از نظر شیعیان این مسأله مطرح است که وظایف ما در زمان غیبت حضرت امام زمان چیست؟ به طور کلی شیعه عصر غیبت از نظر هویت تاریخی و عقاید احکام فرعی و وحدت کلمه و محاسن اخلاقی و حقیقت طلبی و انجام وظایف شرعی و دینی چه وظایف مهمی را باید به عهده داشته باشد؟
1:شناخت امام زمان (عج)
شناخت امام زمان (عج) یکی از اهم وظایف مسلمانان است زیرا وقتی او را بشناسیم و به صفات و خصوصیات آن حضرت آشنا شویم بهتر به وظایف خود به عنوان یک مسلمان می پردازیم. این شناخت تا آن اندازه اهمیت دارد که بنا به قول حضرت پیامبر (ص) و معصومین هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد چون کسی است که زمان جاهلیت مرده باشد «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتاً جاهلیه »1
این شناخت باید ما را مصون بدارد از شک و شبهه نسبت به وجود آن بزرگوار و ما را از اقوال و اعمال و تبلیغات گمراه کننده مدعیان دروغین نجات دهد.......


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 تیر 1396 توسط masuod

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.
در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب شب نزول قرآن وشب فرود آمدن ملائكه و
روح نیز نام گرفته است.
عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود.
ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد
امام زمان علیه السلام می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند.
شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است. 
در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود:«یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود.»
یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.

1:كتاب فضیلت ماه خدا





طبقه بندی: مناسبت ها، 
برچسب ها: شب قدر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 خرداد 1396 توسط masuod
    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.
دشمنان اسلام هیچ وقت وهیچ جا از دشمنی با دین مبین اسلام کوتاهی نکرده اند و نخواهند کرد.چند وقتی هست که جبهه کفر هجمه کرده است بر روی شخصیت امام هادی (علیه السلام) و در این راستا از هیچ توهینی هم چشم پوشی نکرده .ولی نتیجه چی شد؟
آیا غیر از این شد که هزاران نفر قلم برداشتند وا ز فضائل حضرت نوشتند؟آیا غیر از این شد که جوانان آگاه مسلمان مشتاق تر شدند  در شناخت حضرت؟ از استاد بزرگواری پرسیدم دلیل هجمه و توهین دشمن کافر برحضرت چیست فرمودند:امام هادی (علیه السلام) فردی آگاه و آینده نگری بودند،برای همین شروع کردند به مردم آموزش دهند که چگونه در زمان غیبت دین خود را حفظ کنند پرسیدم چطور؟
 ایشان فرمودند: امام هادی (علیه السلام) شروع کردند به انتخاب وکیل و نماینده فرستادن به بلاد دور نزد شیعیانی که دسترسی به امام نداشتند و در مواقعی شیعیان را حواله می دادند نزد فقها و بزرگان دین یعنی امام با این کارها راه را هموار می کردند بر اتفاق بزرگ که برای نوه شان قرار بود بیافتد و آن مساله غیبت کبری بود،دشمن همین مساله را متوجه شده  که اول شخصی که شیعیان را بر پذیرش غیبت کبری آماده کرد وبلکه آموزش داد امام هادی (علیه السلام) بودند.برای همین  حملاتش را بر ایشان متمرکز کرده است.
عبدالعظیم حسنی (اعلی الله مقامه)نقل می کند:خدمت مولایم امام هادی(علیه السلام) رسیدم ،همین که مرا دیدند،ضمن خوش آمد گویی به من فرمودند :تو به راستی از دوستداران ما هستی ؟عرض کردم :یابن رسول الله می خواهم دینم را به شما عرضه کنم ،من معتقدم که خداوند متعال یکی است و محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) بنده و فرستاده او و خاتم پیامبران است و تا روز قیامت پس از او پیامبری نخواهد آمد،من معتقدم که امام و جانشین پس از پیامبر امیر مومنان علی (علیه السلام) است و پس از او حسن و سپس حسین و بعداز ایشان علی بن حسین و بعد محمد بن علی و پس از او جعفر بن محمد و سپس موسی بن جعفر و پس از وی علی بن موسی و بعداز ایشان محمد بن علی  و سپس شما ای سرور  و مولای من .

عبدالعظیم حسنی نقل می کند:حضرت حرف های مرا ادامه دادند و فرمودند :و پس از من فرزندم حسن ،و مردم با فرزند حسن چه برخوردی خواهند داشت ؟عرض کردم چرا مولای من ؟
حضرت فرمودند:زیرا خودش دیده نمی شود و بردن نامش نیز روا نیست ،تا زمانی که از پس پرده غیبت بیرون آید و زمین راپر از عدل وداد کند .
آنگاه فرمودند:ای ابوالقاسم به خدا سوگند این است همان دینی که خداوند برای بندگانش برگزیده و پسندیده است ،پس بر این دین پایدار باش،امیدوارم خدای متعال تو را در دنیا و آخرت بر گفتارت پایدار بدارد1.


1:کتاب  انوار البهیه




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 خرداد 1396 توسط masuod

ولادت امیرمومنان علی علیه السلام را خدمت دوستان عزیز تبریک عرض می کنم.

فقیر ترین شخص روی زمین !

خیلی از ماها کم و بیش با افراد فقر و بی بضاعت در منطقه خودمان آشنا هستیم ولی تا حالا این سوال برای شما به وجود آمده که فقیر ترین شخص روی زمین چه کسی می تواند باشد و چه خصوصیاتی دارد ؟
مقدمه :

در این مقاله قصد دارم فقیر ترین انسان روی زمین رو به شما معرفی کنم شاید با خوندن این مقاله شما هم تحت تاثیر قرار گرفتید ولی اگر این طور شد همه ما دست به دست هم بدهیم و به داد این مخلوق تنها و بی چاره بشتابیم .

در دنیا کنونی که عصر پیشرفت و تکنولوژی هست شاهد آن هستیم که روز به روز بر مشکلات بشر افزوده می شود، یکی از این مشکلات مشکل فقر و تنگ دستی در جهان کنونی می باشد فقر و تنگ دستی یکی از بزرگ ترین مشکلات جهان کنونی به شمار می رود .

ابتدا نظر شما را به یک حدیث نبوی جلب می کنم.

(أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: ” أَتَدْرُونَ مَنِ الْمُفْلِسُ” قَالُوا الْمُفْلِسُ فِینَا مَنْ لَا دِرْهَمَ لَهُ وَلَا مَتَاعَ، فَقَالَ: “إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِی یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ بِصَلَاةٍ وَصِیَامٍ وَزَکَاةٍ وَیَأْتِی قَدْ شَتَمَ هَذَا وَقَذَفَ هَذَا وَأَکَلَ مَالَ هَذَا وَسَفَکَ دَمَ هَذَا وَضَرَبَ هَذَا فَیُعْطَى هَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ وَهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ فَنِیَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ یُقْضَى مَا عَلَیْهِ أُخِذَ مِنْ خَطَایَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَیْهِ ثُمَّ طُرِحَ فِی النَّارِ)پ

یامبر خدا(درود خداوند برایشان باد)  پرسیدند:

(آیا می‌دانید مفلس کیست؟ گفتند: مفلس نزد ما کسی است که پول و دارایی نداشته باشد. فرمود: به راستی مفلس کسی است که در روز قیامت با نماز و روزه و زکات می‌آید در حالی که به یکی توهین کرده و به یکی تهمت زده و مال دیگری را خورده و خون شخصی را ریخته و دیگری را زده، تمام اینها از حسناتش گرفته می‌شود ؛ اگر حسناتش تمام شود قبل از اینکه خطاهایش قضا شود، از خطاهای آنها گرفته می‌شود و به او منتقل می‌شود و در آتش افکنده می‌شود.)( صحیح مسلم ۴/۱۹۹۷ و رقم ۲۵۸۱ )

به نظر من فقیر واقعی به کسی گفته می شود که با داشتن ثروت بیشمار، خود موجبات فقر خود را فراهم می کند بزرگترین ثروتی که خدا به انسان عنایت نموده ثروت عمر و مهلت برای رسیدن به واقعیت و درجات عالی انسانی می باشد، ولی ما انسانها با غفلت از این نعمت فرصت ها را تبدیل به نغمت می کنیم و آه و حسرت فقیری ابدی را برای خودمان توشه می بریم..



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1396 توسط masuod

ازدواج موقت - ازدواج موقت صیغه

نهاد ازدواج موقت از بدو تاسیس (صدر اسلام) تا کنون همیشه از مسائل شبهه‌ برانگیز و مبهم بوده‌است. پس از انقلاب و به‌ویژه در دهه‌ی اخیر٬ با توجه به میزان بالای جمعیت جوان کشور و دشواری شرایط ازدواج٬ و عوامل دیگر٬ ازدواج موقت بدل به یکی از مسائل مطرح جامعه شد. طرح جنجالی خانه‌های عفاف نمونه‌ای این مسئله بود که به دلیل برخورد افکار عمومی٬ مسکوت ماند. در هفته‌های اخیر با توجه به اظهارات وزیر کشور در مورد لزوم ترویج ازدواج موقت٬ مجددا این بحث برانگیخته‌ و تبدیل به موضوع داغ روز شد. به این بهانه و به هدف روشن‌ کردن وضعیت قانونی ازدواج موقت٬ نگاه کوتاهی به قوانین ناظر بر این نهاد در قانون مدنی ایران خواهیم داشت.ازدواج موقت

در ماده‌ی ۱۰۷۵ قانون مدنی٬ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته‌ شده‌است. شرایط و ارکان اساسی نکاح منقطع (ازدواج موقت) عبارت‌اند از شرایط صحت نکاح دائم به اضافه‌ی تعیین مدت مشخص و تعیین مهر معین برای زن. موانع ازدواج موقت نیز همان موانع نکاح دائم هستند.

در نکاح دائم عدم وجود مهر یا ذکر نشدن مهر جایز است٬ اما در نکاح منقطع٬ عدم وجود مهر موجب بطلان عقد می‌شود. قانون بر وجود و مشخص بودن مهریه‌ی زن در ازدواج موقت تاکید فراوان کرده و مطابق مواد ۱۰۹۵ تا ۱۰۹۸ قانون مدنی ترتیباتی داده که مهریه‌ی زن در ازدواج موقت به هر ترتیب به وی تسلیم شود. زن پس از جاری شدن عقد مالک مهر می‌شود و اتفاقاتی چون فوت زن در زمان ازدواج٬ عدم نزدیکی شوهر با وی تا اتمام مدت عقد و بخشیدن زمان عقد از طرف شوهر مهر را ساقط نمی‌کند. در صورت عدم نزدیکی در زمان ازدواج٬ شوهر موظف به پرداخت نصف مهر است. اما در صورت امتناع همسر از پرداخت مهر، درخواست الزام وی از دادگاه مشروط بر اثبات وجود نکاح منقطع خواهد بود. در مواردی که زوجین خود یا توسط عاقدین فاقد دفتر صیغه را جاری می‌کنند و مدرک کتبی معتبر بر آن نزد زوجه موجود نیست، این اثبات کاری دشوار است.....



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 توسط masuod
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: نهایت دینداری ،امر به معروف و نهی از منکر و بر پا داشتن حدود الهی است.1
جوان بودم و سبیل هایم خیلی بلند بود. برای همین وقتی در یک مهمانی چای آوردند. بعضی ها زمزمه کردند که استکان او  نجس است آن را کنار بگذارید من هم موقع نهار غذانخوردم و هرچه اصرارکردند که بیا غذابخور گفتم: چون من  نجس  هستم با شما غذا نمی خورم ولی تا دایی محمدعلی  گفت:رضابیا غذا بخور گفتم:چشم دایی جان همه اعتراض کردند.که چطور شد حرف همه را زمین انداختی.و به حرف دایی محمدعلی که ازهمه کوچکتراست.گوش کردی،

 وقتی خواستیم، ازمجلس خارج شویم کفش دایی و پدرم را جفت کردم، و پشت سرپ درم راه افتادم .درهمین لحظات کسی که پشت سر من بود گفت:رضا از روی تظاهر این کار را می کند. دایی محمدعلی دیگر ساکت نماند، و به او گفت:نه، رضا اهل تظاهر نیست .اگر هر کدام از شما این قیاقه ای را که او دارد را داشتید بچه هایتان شما را قبول نداشتند ولی  این که ظاهرش مثل لات خیابانیست این قدر پدرش را احترام می کند، دایی محمدعلی دو،سه ،شب بعد به مغازه آمد،و گفت :رضا ،امروز فقط به خاطر تو آمده ام، پرسیدم: دایی چه شد که یاد ما کردید؟ گفت:فردا به خونه ما بیا گفتم: چه خبر است؟ پاسخ داد:همین که می گویم بیا. بعد نگاهی به چهره من  انداتخت و گردنبندم را دید و گفت :رضا این چیه؟تا این را گفت: به احترام او آن را پاره کردم پرسید. این سبیل ها چیه؟گفتم عالم جوانیست دیگه دایی ،پرسید؟یعنی اگرسبیل بلند نداشتی جوان نیستی؟دایی این را گفت و رفت متوجه شدم دایی واقعا صلاح  و مصلحت من را می خواهد چون اگر این طوری نبود مثل بقیه تو جمع خرابم می کرد  من هم به احترام او. و هم اینکه متوجه شدم کارم اشتباه بوده به سلمانی رفتم و برای همیشه ازآن تیپ خارج شدم.روح شهید محمدعلی رجایی شاد ویادش گرامی باد. 

کتاب سیره شهید رجائی

1:قال علی علیه السلام:غایه الدین الامر بالمعروف والنهی عن المنکر واقامه الحدود.غرراحکم ودررالکلم







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 توسط masuod

برمحمد وآل محمد صلوات


بر ظالم اولی لعنت

 

برظالم دومی لعنت برظالم سومی لعنت

 

بر ابوسفیان لعنت بر معاویه لعنت

 

بر یزید لعنت

 

برغاصبان حق زهرا لعنت

 

بر غاصبان حق علی لعنت

 

بر آل سعود لعنت

بر تابعان ملعون اولی ودومی وسومی لعنت

 





طبقه بندی: فضایل اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 توسط masuod

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهرالصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت: «دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.
بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت: «کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند» در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟»
ابلیس گفت:« آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی»

کیمیای سعادت





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 توسط masuod
احترام به اطرافیان از مهمترین مباحثی است که از اهمیت زیادی برخوردار است. واین موضوع کاملا آشکار است که احترام نباید برحسب غنی یا فقیر بودن،بزرگ وکوچک بودن اشخاص تعیین شود همه افراد چه فقیر و چه غنی قابل احترامند .
حتما لازم نیست برای احترام به کسی او را دوست داشته باشیم احترام یعنی پذیرفتن اعتقادات و عقاید طرف مقابل ،هر چند مخالف با ما باشد. همانطور که از سیره اهل بیت علیهم السلام هم چنین استنباط می شود.که ایشان حتی به یهودی ها ونصرانی ها هم احترام می کردند وچه بسیار افرادی که با این خصلت اهل بیت علیهم السلام دین اسلام را اختیار می کردند.
و این نکته حائز اهمیت است که احترام به طرف مقابل ،اعتماد را در بر داردو این باعث خرسندی در زندگی انسان ها می شود و رضایتمندی را در پی دارد
از یک دید دیگر هم بخواهیم نگاه کنیم احترام، اعتماد به نفس را بالا میبرد و باعث میشود انسان به خودش مطمئن باشد .
وقتی شخصی در منزل به خانواده اش احترام می کند معلوم است که که اون خانواده پایه واساسش محکم خواهد شد چون احترامی که در آنجا حاکم است باعث اعتماد بین افراد خانواده شده است.
احترام کردن به بزرگ و کوچک استحقاق میخواهد که همه نمی توانند داشته باشند . نعمتی است که همه از آن بهره نبرده اند .البته آموختنی است و هر آموختنی با تلاش بدست می آید.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1396 توسط masuod

آدم های بزرگ دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند!

آنها خود انتخاب کرده اند که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند!
هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای بزرگ است، سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1396 توسط masuod
طاعت آن نیست که بخاک نهی پیشانی    صدق پیش آرکه اخلاص به پیشانی نیست
همه رنگ ها پاک می شوند،قبیله ،طائفه ،نسب،دیر یازود ازبین می روند،ولی آنچه ابدی وباقی است همان رنگ وصبغه الهی یعنی اخلاص وایمان است.
امام صادق علیه السلام می فرمایند:آدمی بنده خالص خدا نمی شود تازمانی که ستایش ونکوهش نزد اویکسان شود.1
امام خمینی رحمه الله علیه دریکی از سفرهایشان به شهرستان محلات که مصادف شده بود با ماه مبارک رمضان،درمسجدی دور
دور افتاده،متروک وبسیار کوچک که یک اتاق گلی بیشتر نداشت به اقامه نماز جماعت می پرداختند.این درحالی بود که عده ای ازعلمای شهر جمع شدند وبه حضور ایشان در آن مسجد رسیدند وپیشنهاد کردند که در مسجد جامع شهر اقامه نماز جماعت کنند،ایشان قبول نکردند و در جواب علما چنین فرمودند: درمسجد جامع کسی هست که امام جماعت شود واقامه نماز جماعت کند ولی دراین مسجد دور افتاده کسی نیست لذا باید با برگزاری نماز جماعت این مسجد را زنده کرد.2
می بینید دوستان انسان مخلص یک هدف دارد وآن رضایت خداوند است،نظری به تشویق این وآن نداردوازملامت ها نمی ترسد ،وازتنهایی هراسی نداردوهرگز پشیمان نمی شود،وبه خاطر بی اعتنایی مردم عقده ای نمی شود ودر پیمودن راه حق کاری به اگثریت واقلیت ندارد.





طبقه بندی: فضایل اخلاقی، 
مطالب مرتبط: رنگ الهی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 فروردین 1396 توسط masuod
امام صادق علیه السلام می فرمایند:عمل خالص آن است که نخواهی جز خدای عزیز وجلیل کسی برآن تو را ستایش وتمجید کند.1
در یک کلام می توان گفت:اخلاص این است که تمام اعمال انسان برای خدا باشد،تعلیم تعلم برای خدا منبر وموعظه برای خدا نوشتن کتاب برای خدا خوردن وخوابیدن برای خدا...همه برای خدا باشد.
محدث قمی برای فرزندش چنین نقل کرده است:وقتی کتاب منازل الآخره را نوشتم وچاپ کردم وبه قم آمدم.شخصی به نام شیخ عبدالرزاق که هرروز قبل از اذان ظهر در صحن حضرت معصومه علیها السلام منبر می رفت ومسائل شرعی می گفت وبعضی روزها کتاب منازل الآخره را می گشود وبرای حاضرین می خواندو توضیح می داد،مرحوم پدرم،کربلایی محمد رضا هرروز در مجلس او حاضر می شد وبه او علاقه خاصی داشت.
یک روز پدرم به خانه آمدوگفت:شیخ عباس،:کاش مثل این مساله گو  (شیخ عبدالرزاق)می شدی ومی توانستی منبر بروی واین کتاب را که امروز برای ما می خواند ،را بخوانی
چند مرتبه خواستم بگویم که آن کتاب از آثار وتالیفات من است،اما هر بار خودداری کردم وچیزی نگفتم وفقط به پدرم عرض کردم:دعا بفرمائید خداوندتوفیقی عنایت کنند.2
مرحوم آیت الله بهجت می فرمودند:یکی از علمای نجف  روزی در مسیر راهش به یک فقیری یک درهم صدقه داد(البته بیشتر از یک درهم با خود نداشت).شب در خواب می بیند که اورا به باغ و قصر مجللی دعوت می کنند که نظیر آن را تا به حال ندیده است.می پرسد:این باغ از آن چه کسی است؟فرشتگان می گویند :از آن توست ایشان با تعجب می پرسند که من در برابر این همه نعمت ها وباغ ها عملی انجام نداده ام .به او می گویند:تعجب نکن این همه باغ و قصر ونعمت ها پاداش آن یک درهمی است که خالصانه وبا حسن نیت در راه خدا به فقیر دادی.3




1:قال الامام الصادق علیه السلام:العمل الخالص الذی لاترید ان یحمدک علیه احد الا الله عز وجل.الکافی ج 2ص16
2:کتاب شاخه طوبی
3:کتاب بهجت عارفان ص174




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 فروردین 1396 توسط masuod
کلیپی از مفتی ملعون وهابیت در دنیای مجازی منتشر شده که ملعون ادعا می کندکه  اگر بزرگان و اربابان خارجی نفهم تر از خودشان اجازه بدهند ایرانیان را به بدترین شکل می خورند

 

ولی بنده عرض می کنم مفتی مفت وهابیت ملعون، آزموده را آزمودن خطاست.اگر ذهنتان یاری نمی کند متذکر می شوم جنگ بدر را متذکر می شوم جنگ خیبر را که چه برسر نیاکان مشرکتان امیرمومنان آورد و متذکر می شوم جنگ تحمیلی 8سال را که چه برسر سردار قادسیتون (صدام گوربه گور شده تان )آوردیم.

ماشیعیان همان علی هستیم.الان هم اگر امام خامنه ای اجازه بدهند دنیارا طوری برایتان تیره وتار می کنیم که مثل موش دنبال سوراخ بگردید وبا لباس زنانه از میدان فرار کنید.

ماهمان شیعیان علی هستیم که اسرائیل رادر لبنان شکست دادیم درحالی که شماها سالها ازاین کار عاجز مانده بودید

ماهم منتظریم که دوباره ایمان وقدرت ایمانمان را به امثال شما نشان بدهیم باتوکل برخداوند





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1395 توسط masuod
امیرمومنان علی علیه السلام می فرمایند:ایثار راه وروش نیکان است.1
در جنگ موته عده ای بر زمین افتاده بودند،مجروح بودند واز بدنشان خون جاری بود،تشنگی بر آنها غلبه نموده بوداز سقای لشگر آب خواستند،سقای لشگر به بالا سر یکی از مجروحان رسید،به او آب داد ولی مجروح  گفت: آن شخص که آن گوشه آه وناله می کند گویا ازمن تشنه تر است،سقا آب را برد بالا سر مجروح دومی ایشان وقتی سقا را دید اشاره کرد به مجروحی که گوشه ای داشت با مرگ دست وپنجه نرم می کرد،سقا رسید به بالا سر مجروح سومی دید که از دنیا رفته است،برگشت بالاسر دومی دید که ایشان هم جان به جان تسلیم کرده  است،برگشت  تا آب را به مجروح اولی بدهد که دید او هم از دنیا رفته است،1
این را می گویند ایثار واز خودگذشتگی،یعنی درنهایت احتیاج، دیگران را برخود مقدم نمودن واین یکی از ارزشهای بسیار عالی انسانیت است.
در جنگ تحمیلی ایران اسلامی عملیات کربلای پنج دوبرادر غواص  قرار بود از رود خانه اروند برای شناسایی عبور کنند،در بدو  ورود به آب خمپاره ای می افتد در کنار این دو برادر که یکی از آنها زخمی می شود.برای اینکه عملیات مهم بوده وبشناسایی  پایان برسانند تصمیم می گیرند ادامه دهند،در نیمه های آب غواص زخمی می گوید برادر  زخم من عمیق است وآب که داخل آن زخمم  می شود طوری می سوزاند که توانایی تحمل آن را ندارم می ترسم داد بزنم
یک خواهشی ازتو دارم ،برادرش سرتا پا گوش می کند،ادامه می دهد اگر بخواهم برگردم توانش نیست واینطوری هم نمی توانم تحمل کنم ، می دانم سخت است ولی من از تو می خواهم سرم را زیر آب نگهداری تا کاملا ساکت شوم تا رزمندگان اسلام  در این عملیات شکست نخورند.برادر برای اینکه خواسته برادرش عمل کند با اینکه خیلی سخت بود این کار را کرد تا عملیات باموفقیت انجام بپذیرد.
واینطور هم شد
می بینیم غواص با ایثار واز خود گذشتگی کامل باعث پیروزی رزمندگان اسلام می شود.یعنی خیلی از ایثارها با گذشتن از وجود نفس صورت می گیرد که نزد خداوند ارزش ومرتبه خیلی بالایی دارد.
1:الایثار شیمه (شیم ) الابرار(غررالحکم)ص395
2:کتاب انسان کامل شهید مطهری.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 بهمن 1395 توسط masuod
  • تعداد کل صفحات : 13  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...