دیروز وقتی از جلوی دانشگاه می گذشتم صحنه ای را دیدم که باورم نمی شد یکی از دانشجوهای دختر دانشگاه مان که خانواده شان رابه خوبی می شناختم ومی دانستم که دختر خانم شان هنوز ازدواج نکرده وفامیلی هم در این شهر ندارند. سوار برماشین دانشجوی پسری شد (که اون پسر به بی بند وباری مشهور است). وباهرهر وکرکر رفتند. خیلی ناراحت شدم که چرا جوانان جامعه ما اینطور راحت فریب می خورند؟

یاد یک حدیث قدسی افتادم که شیطان خطاب به حضرت موسی علیه السلام چنین می گوید:بدان که من در چند مورد حساس همراه شما انسانها هستم .یکی در موقع خشم وعصبانیت تان . دیگری  درموقع حسادت تان .ودیگری  درموقعی که دوتا نامحرم باهم خلوت می کنید آنقدر وسوسه می کنم تا جهنمی شوید.1

یک داستانی در این مورد یکی از دوستانم برایم ایمیل زده بود که حیفم آمد برایتان ننویسم .روزی مرد بدکاره ای به میدان شهر رفت و با صدای بلند داد زد من خیلی از شیطان بدتر هستم. شیطان باید خدمتكار من باشد. كارهای او در مقابل كارهای من هیچ است.
در همین لحظه شیطان به شكل یك پیر مرد در آنجا ظاهر شد و از آن مرد پرسید؟ تو چگونه از من بدتر شده ای؟ آن مرد در پاسخ گفت:من این همه جنایت كرده ام،‌ با آبرو ی خیلی از مردم بازی كرده ام و  من باید شیطان باشم نه تو.

 شیطان در جواب به او گفت: بیا با هم مسابقه بدهیم. یك ماه فرصت داریم. هركس بیشتر از دیگری كارهای زشت انجام داد او برنده است. اگر تو بردی من از شیطان بودن خود استعفا خواهم داد و تو را شیطان معرفی خواهم كرد. بعد از یك ماه دوباره در همین محل هم دیگر را خواهیم دید.مرد بدکاره  پذیرفت و هر كدام به طرفی رفتند تا كار خود را شروع كنند.
بعد از یك ماه هر دو به محلی كه قبلاً تعیین كرده بودند رفتند و شیطان از او پرسید: ای مرد تو چه كارهایی انجام داده ای؟
او گفت:فلان خانه ها را بی سرپرست كردم. تعداد زیادی از خانه ها را بر سر صاحبانش خراب كردم. بسیاری از مردم این شهر را معلول كرده ام وغیره..
شیطان خندید و آن مرد با عصبانیت از شیطان پرسید چرا می خندی؟ بگو ببینم تو چه كار كرده ای؟
شیطان در پاسخ گفت:
بعد از اینكه از اینجا رفتم  در هفته اول سعی كردم یك پسر و دختر را از كنار همدیگر عبور دهم.
در هفته دوم كاری كردم كه آن پسر به دختر پیشنهاد دوستی بدهد و دختر نیز این پیشنهاد را قبول كند.
هفته سوم كاری كردم كه این دو بیشتر به هم دیگر اعتماد كنند و با هم ملاقات كنند.
و هفته چهارم كاری كردم كه این دو در مكانهای خلوت با هم قرار بگذارند و با هم ملاقات كنند.
و در آخرین ملاقاتشان كاری كردم كه این دو با هم رابطه نامشروعی  داشته باشند و حاصل این رابطه شخصی شود حرام زاده همانند تو وامثال تو..
حال بگو آیا تو كار خلاف زیادی كرده ای یا من؟؟؟؟؟

این رفتارها ورابطه هایی که به اسم تجدد به خورد جوانان ما می دهند کاملا از دین وفرهنگ اسلامی ایرانی ما فاصله دارد. غرب برای جبران ناتوانیش در جنگ وسیطره بر کشور ما بنا را گذاشت بر اینکه فرهنگ اسلامی وهویت ایرانی ما را بگیرد ومی دانید قومی که دین وفرهنگ وهویت نداشته باشد هیچ چیز ندارد.

با استعانت از خداوند مواظب باشیم در تور شیطان وشیطان صفتها گرفتار نشویم و با آگاهی از فرهنگ اسلامی ایرانی خود مراقبت کنیم.


1:کتاب الاحادیث القدسیه





طبقه بندی: رذائل اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 مهر 1390 توسط masuod
نمایش نظرات 1 تا 30